یادم نمیاد دفعه اخری که اینقدر به هم ریخته بودم کی بوده...

چیزهای می بینم و می شنوم از ادمهایی که هیچ انتظارشو نداشتم...

... نمیدونم چی باید بگم و چی باید فکر کنم و چی کار باید بکنم....

میدونم گذشت زمان همه چیزو حل میکنه... ولی بدیش اینه که انگار زمان ایستاده...

/ 1 نظر / 19 بازدید
عسل

اراحتم که انقدر دیر دیدم این نوشته اتو.... واقعا نمی دونم چی کار میشه کرد تو این شرایط که فقط به قول خودت زمان بگذره... شاید صحبت کردن با یه دوست نزدیک و بی طرف ولی اونم آخه برای چقدر؟ من اینجور موقع ها بیشتر از هر چیز حس تنهایی اذیتم می کنه... هر حرفی و کاری رو میشه ایگنور کرد جز حرف و کار آدمی که برات مهمه.. روش حساب می کردی و دوستش داری...